بستن تبلیغات

***ثمین ناز نازی***

          

نوشته شده در  26 / 11 / 1392ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

 

بهارم دخترم از خواب برخیز
شکر خندی بزن و شوری برانگیز
گل اقبال من ای غنچه ی ناز
بهار آمد تو هم با او بیامیز
***
بهارم دخترم آغوش واکن
که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد
زمستان ملال انگیز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا کرد

بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست
چمن زیر پر و بال پرستوست
کبد آسمان همرنگ دریاست
کبود چشم تو زیبا تر از اوست

بهارم، دخترم، نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم کند گل
تماشا کن تبسم های او را
تبسم کن که خود را گم کند گل

بهارم، دخترم، دست طبیعت
اگر از ابرها گوهر ببارد
و گر از هر گلش جوشد بهاری
بهاری از تو زیبا تر نیارد

بهارم، دخترم، چون خنده ی صبح
امیدی می دمد در خنده تو
به چشم خویشتن می بینم از دور
بهار دلکش آینده ی تو !

۲-به چشمان پریرویان این شهر
به صد امید می بستم نگاهی
مگر یک تن از این ناآشنایان
مرا بخشد به شهر عشق راهی

به هر چشمی به امیدی که این اوست
نگاه بی قرارم خیره می ماند
یکی هم، زینهمه نازآفرینان
امیدم را به چشمانم نمی خواند

غریبی بودم و گم کرده راهی
مرا با خود به هر سویی کشاندند
شنیدم بارها از رهگذاران
که زیر لب مرا دیوانه خواندند

ولی من، چشم امیدم نمی خفت
که مرغی آشیان گم کرده بودم
زهر بام و دری سر می کشیدم
به هر بوم و بری پر می گشودم

امید خسته ام از پای ننشست
نگاه تشنه ام در جستجو بود
در آن هنگامه ی دیدار و پرهیز
رسیدم عاقبت آن جا که او بود

"دو تنها و دو سرگردان، دو بی کس"
ز خود بیگانه، از هستی رمیده
از این بی درد مردم، رو نهفته
شرنگ ناامیدی ها چشیده

دل از بی همزبانی ها فسرده
تن از نامهربانی ها فسرده
ز حسرت پای در دامن کشیده
به خلوت، سر به زیر بال برده

به خلوت، سر به زیر بال برده
"دو تنها و دو سرگردان، دو بی کس"
به خلوتگاه جان، با هم نشستند
زبان بی زبانی را گشودند
سکوت جاودانی را شکستند

مپرسید، ای سبکباران! مپرسید
که این دیوانه ی از خود به در کیست؟
چه گویم! از که گویم! با که گویم!
که این دیوانه را از خود خبر نیست

به آن لب تشنه می مانم که ناگاه
به دریایی درافتد بیکرانه
لبی، از قطره آبی تر نکرده
خورد از موج وحشی تازیانه

مپرسید، ای سبکباران مپرسید
مرا با عشق او تنها گذارید
غریق لطف آن دریا نگاهم
مرا تنها به این دریا سپارید
 
شاعر :  فریدون مشیری
به نقل از جهان نیوز
شعری که شهید رضایی برای آرمیتا می خواند...
نوشته شده در  3 / 2 / 1393ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

روز شانزدهم صبح بابايي رفت اداره و ثمين هم مهد دوتاشون رو از زير قرآن رد كردم تا ان شاا... در سال جديد خدا محافظشون باشه و پشت و پناهشون.خودم هم اومدم دفتر تا ظهر...

بقيه نوشته هام در ادامه مطلب:چشمک

ادامه مطلب

نوشته شده در  23 / 1 / 1393ساعت 11:03 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

روز 12 فروردين بابايي كيشيك بود و ساعت 12 اومد خونه عمه اينا اومدند خونمون عيد ديدني و بعد هم با هم رفتيم ناهار بيرون.ثمين با آرام حسابي بازي كردند .من ديزي سفارش دادم خوشمزه بود بابايي هم بريون و ثمين هم مثل هميشه زرشك پلو با مرغ بقيه هم هركدوم يه چيزي سفارش دادند.نوش جونشونخوشمزه خلاصه بعد از ناهار اومديم خونه و يه خواب دلچسبي رفتيم و شب هم با مامان و داداش رفتيم شب نشين خوش گذشت و خوب بود.13 به در هم باغ بوديم آسمون هم باروني و بهاري .عصرش هم مامانم آش رشته درست كرد و چون شب شهادت حضرت زهرا بود كاچي هم درست كرد خيلي خوشمزه شده بود جاتون خالي... روز 14 فروردين هم از عصر مهمون داشتيم تا ساعت 11 شب فقط بينشون يه فاصله 5 دقيقه اي مي افتاد تا بشقاب تميز كنم و بشورم و دوباره مهموناي جديد....ثمين هم كه الهي فداش بشم خيلي كمكون ميداد شيريني و گز و شكلات تعارف ميكرد و ميگفت من ميخوام پذيرايي كنم ماچ .15  فروردين هم رفتيم دفتر و اونجا رو خونه تكوني كرديم و شستيم و ظهر هم خونه بابا تا شب ..............

نوشته شده در  23 / 1 / 1393ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

قبل از شروع به نوشتن سال جدید رو به همه دوستان تبریک و آرزوی سلامتی و شادابی میکنیم برای همه ی خوانندگان وبلاگ ثمین کوچولوی ما.

لطفا تشریف بیارید ادامه مطلب:

ادامه مطلب

نوشته شده در  11 / 1 / 1393ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

مژه اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است ،

اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد ، 

پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار ازعشق کند.لبخندلبخندلبخند

نوشته شده در  2 / 1 / 1393ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

سلام.امروز شنبه 17 اسفند ماه 1392 و ساعت حدود 10 صبحه.

اين روزها ثمين ناز من داره كمك مامان ميده تا خونه رو تميز كنيم تا عيد بياد...حسابي حسابي خسته شديم اوهولي هنوز يه عالمه كار مونده كه بايد انجام بديم.چهارشنبه كه ثمين اومده خونه ميگه مامان فردا چند شنبه هست گفتم پنج شنبه گفت آخ جون ميريم بازارچشمکآخه بچم هم مثل خودم بازاريهنیشخندفقط هم بازار رو به ذرت مكزيكي و پله برقي ميشناسه قهقههالبته از آب هويج بستني هم بدش نميادخوشمزه

صبح كه ثمين رو داشتم آماده ميكردم تا بره مهد بدون هيچ مقدمه اي گفت مامان خوبه يه چند روز بريم فرانسه از خود راضینیشخندگفتم كجا گفت خب فرانسه ديگه بغلحالا اين فكر از كجا به سرش زده و ديشب چه خوابي ديده بوده نميدونمخواب

ان شاا... كه اين روزهاي پاياني هم به سلامتي و خوبي سپري بشه و سال جديد سالي پر از بركت و موفقيت و پيشرفت و پيروزي و صد البته بدون غم و غصه و همراه با سلامتي براي همه مردم باشهلبخند

 

 

نوشته شده در  17 / 12 / 1392ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 
اگر می‌خواهید تا عید اندامی مناسب داشته باشید، با رعایت این رژیم غذایی به آرزوی خود برسید.
به گزارش جهان، مسعود فردوسیان، مشاور و متخصص تغذیه و رژیم غذایی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: یک برنامه رژیم غذایی مناسب برای هر فردی بسته به نوع شرایط، اضافه وزن، سن و بیماری‌هایی همچون کم کاری تیروئید در ابتدا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

وی به رژیم لاغری کلی در این زمینه پرداخت و گفت: به طور کلی باید مواد قندی همچون سیب زمینی، ماکارونی، برنج را در شب حذف کرده و نان و پنیر، خیار و گوجه را جایگزین وعده شام کرد.

این متخصص تغذیه و رژیم‌های غذایی به مصرف میان وعده‌ها در این خصوص اشاره کرد و افزود: میان وعده‌ها می‌تواند شامل میوه‌ها (یک عدد سیب، ۲ خیار، هویج) و برگ‌های خشک(هلو و زرد آلو) و یا اینکه ۱و ۲ لیوان آبمیوه‌ها همچون: پرتقال، نارنگی، سیب زرد که کالری کمتری نسبت به سیب قرمز دارد، باشد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان اینکه در وعده عصرانه نباید از شیر استفاده کرد، اظهار داشت: عصرانه‌ها بهتر است از بیسکوییت، کیک یزدی و بیسکویت ساده همراه با چای استفاده شود و این باور غلطی است که می‌توان عصر‌ها از شیر استفاده کرد، زیرا که برای هضم کالری مواد نیازمند ۳۰ دقیقه پیاده روی است.

فردوسیان با اشاره به اینکه مصرف برنج در وعده غذایی ظهر‌ها الزامی است، عنوان کرد: در وعده غذایی ناهار، حتما از برنج استفاده کنید، به دلیل اینکه مانع از "ریزش مو‌ها" خواهد شد، همچنین حداکثر تا ۶ ساعت می‌تواند جلوی گرسنگی را بگیرد.

وی در پایان توصیه کرد: مصرف زیاد نان و برنج تبدیل به چربی خواهد شد باید این مواد را از وعده غذایی شام حذف کنید، همچنین از مصرف خود سرانه "داروهای کاهنده اشتها" بدون تجویز پزشک خودداری کنید.
 
سایت خبری جهان
کد مطلب: 347215
نوشته شده در  10 / 12 / 1392ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

سلام.امروز دوشنبه 28 بهمن 1392 و الان ساعت 10:46 صبح ابري و كمي سرد.

ثمين خانومم صبح كه از خواب پا شد گفت ماماني يه خوابي ديدم برات تعريف كنم؟ گفتم بگو عزيز دلم ماچبغل دخترم گفت مامان يه جايي بودم كه يه عالمه جوجه بود و هر جا كه من ميرفتم جوجه ها دنبالم ميومدند و دور من دايره ميشدند تشویق الهي فداش بشم اينقدر خودش خوشش اومده بود .چند روز پيش هم يه خواب ديگه ديده بود و صبح تا از خواب بيدارش كردم كه آمادش كنم بره مهد گفت مامان بشين تا خوابم رو برات تعريف كنم من هم با اشتياق فراوون نشستم و گوش كردم گفت مامان خواب ديدم بهار شده بود يه عالمه گل و درخت بود و پروانه هايي كه رنگي رنگي بودن .بعد پروانه ها ميومدن و روي شاخه ها و فوت ميكردن و شكوفه ها باز ميشدندچشمکخودم خيلي خوشم اومد از تعريفي كه ثمينم برام كرد و كلي ذوقش رو كردم و به اين پي بردم كه روح و روان پاك بچه ها اين جا معلوم ميشه كه خواب هايي اينقدر زيبا  و صادقانه ميبينند.

نوشته شده در  28 / 11 / 1392ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

نوشته شده در  26 / 11 / 1392ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط بابایی و مامانی 

ژله هایی که برای جشن یلدای مهد ثمین درست کرده بودم.خوشمزه

تولد آرام دختر عمه ثمین (10 آذر )هورا

نوشته شده در  26 / 11 / 1392ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط بابایی و مامانی 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 18 صفحه بعد