ثمين دختر زيباي ماثمين دختر زيباي ما، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
محمدصدرا کوچولومحمدصدرا کوچولو، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

***ثمین ناز نازی***

خدایا شکرگزار تمام نعمت های زندگیم هستم.

لغت نامه ثمینم

ثمین جونم یه لغت نامه داره که بعضی کلمات رو با زبون شیرین خودش توی اون حفظ کرده چند تاییش که یادم هست رو با ترجمش مینوسم تا بمونه براش یادگاری:    بباس : لباس آشوق : قاشق بشباق : بشقاب پیس پیری : اسپری  چشمک : سایه چشم آب پیس پیس : شیشه پاک کن بندوز : بدوز پزیده کردی : پختی و  . . . . هرچی دیگه که یادم بیاد رو اضافه میکنم   ...
13 خرداد 1392

گوشه ای از خاطرات ثمین جان

امروز دوشنبه 6 خرداد 1392 روز دوشنبه هفته گذشته یعنی 30 اردیبهشت یه تولد کوچولو برای دخترم گرفتیم .یه کیک کفشدوزکی سفارش دادیم .یه تزیین کوچولو هم کردیم و من به کمک بابایی ژله خرده شیشه و ژله آکواریوم درست کردیم و همچنین الویه و سالاد ماکارونی و یه کشک بادمجون خوشمزه با کلی پیاز داغ برشته شده برای تزیینش .البته کرم کارامل و کرم شکلاتی هم درست کردم. مهمونامون هم دو تا باباجون و مامان جونای ثمین بودند به همراه خاله و عمه و دایی و عموی ثمین جون. دستشون درد نکنه زحمت کشیده بودن و برای ثمینم کادوهای خوشگلی هم آورده بودند ان شاا... که ثمین بتونه جبران کنه ثمین گل ما دیگه حالا شیرین زبون شده حسابی البته گاهی هم یه حرف...
13 خرداد 1392

آموخته های دخترم

دختر گلم ثمین عزیزم تا حالا سوره توحید و کوثر رو حفظ کردی دعای فرج رو هم بدون اینکه یادت بدیم از تلویزیون بلد شدی و حفظ شدی صلوات رو هم با ذکر و عجل فرجهم خیلی قشنگ میفرستی خیلی وقت نمیکنم اشتباه از خودمه اگه وقت بذارم برات خیلی زود با چند بار تکرار یاد میگیری  همه ی رنگ ها رو حتی بنفش و قهوه ای رو بلد شدی  چند تا شعر هم بلدی مثل شعر دویدم و دویدم سر کوهی رسیدم ..... شعر دخترک لپ گلی.... .شعر ما بچه های ناز نازی........و چند تا دیگه که الان یادم نیست   ...
13 خرداد 1392